فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

411

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

ركن الدّين مسعود كاشى بود كه در حفظ مال مسلمانان و ضبط منال « 1 » ديوان فريد زمان است ، اذا اراد اللّه بالأمير « 2 » خيرا جعل له وزير « 3 » صدق . القصّه ، شاهزاده چنان كه مذكور گشت ، هنگامى كه از عيادت حضرت مهد عليا به دولتخانهء خود معاودت فرمود ( 219 - ر ) وفور غموم و اعراض موجب علل و امراض گشت و بيمارى شديد روى نمود . ابيات « 4 » تبِ پُر لرزه در بستر كشيدش * غِطاى خستگى در سر كشيدش سرش از بار « 5 » بيمارى گران شد * گل چهره به رنگ زعفران « 6 » شد تنش كز نازكى چون نسترن بود * كنون ديديم و « 7 » پژمرده سَمن بود بعد از مدتى بيمارى ، يوسف مصر جهاندارى ، از كنعان احزان جهان « 8 » رحلت فرموده به چاه هلاك مبتلا شد و پيراهن حياتش به انياب ذئاب فوت و ممات متخرّق گشت . و در مصر جنان در مأمن امن و امان و مسكن پُر روح و ريحان برآسود . از تضرّع اجابت مآثر رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ [ 12 / 101 ] اثرى نديده ، دعاى تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ [ 12 / 101 ] در شأن او مستجاب شد ، انّ للّه عزّاء من كلّ مصيبة . هر چند ايّام بيمارى حضرت اعلى خاقانى و قرب غروب خورشيد فلك جهانبانى بود ، فامّا زبان زمانه در تعزيت آن روح يگانه اين رباعى مىگفت « 9 » : گر گل ندمد چهرهء محبوب بس است * سرو ار نبود قامت آن خوب بس است گر گرگِ اجل جامهء يوسف بدريد * در ملك جهان بقاى يعقوب بس است از آن شاهزادهء « 10 » ارجمند ، دو گزيده فرزند دلبند همچو دو درّ درج سلطنت و دو درّى

--> ( 1 ) . F : منازل . ( 2 ) . PF : امير . ( 3 ) . P : وزيرا . ( 4 ) . P : شعر . ( 5 ) . P : باد . ( 6 ) . F : ارغوان . ( 7 ) . P : « و » ندارد . ( 8 ) . P : ديار كنعان هجران . ( 9 ) . P : گفت + شعر . ( 10 ) . P : از اين شهزاده .